على ربانى گلپايگانى

416

درآمدى به شيعه شناسى ( فارسى )

ازدواج موقّت از على عليه السّلام روايت كرده‌اند كه فرمود : « لولا انّ عمر نهى عن المتعة مازنى الّا شقي » « 1 » اين مطلب از آن حضرت از ائمه‌ى اهل بيت عليهم السّلام به صورت متواتر نقل شده است . اين روايت نيز مؤيّد حديث جابر در عدم نسخ ازدواج موقّت توسط پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله مىباشد . 6 - اين جمله از خليفه‌ى دوم مشهور است كه گفته است : « متعتان كانتا على عهد رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و أنا انهى عنهما و أعاقب عليهما : متعة الحج و متعة النساء » ؛ « 2 » اين سخن به روشنى بر اين مطلب دلالت مىكنند كه ازدواج موقّت در زمان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نسخ نشده است ، و عمر از آن نهى كرده است . سخنى از فخر الدين رازى فخر الدين رازى اين نقل را مسلّم دانسته و از آن بر منسوخ بودن ازدواج موقّت استدلال كرده و گفته است : « خليفه اين سخن را در حضور صحابه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و آشكارا بيان كرده است . در اين صورت نمىتوان گفت مقصود او اين بوده كه متعه همچنان بر مشروعيت خود باقى است ، ولى من اجازه نمىدهم به آن عمل شود . چون اين معنا موجب كفر خليفه ، و نيز كفر ديگر صحابه است كه با او مخالفت نكردند . پس بايد گفت : مقصود او اين بوده است كه اگرچه متعه در زمان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مباح و مشروع بود ، ولى من مىدانم كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله آن را نسخ كرده است ، بدين

--> ( 1 ) . سيد شرف الدين عاملى ، الفصول المهمّة ، ص 79 . ( 2 ) . فخر الدين رازى ، مفاتيح الغيب : 10 / 52 .